مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

346

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بدل مىشود كه شيون مىزند و مىگويد : « مرا بنوشانيد ، مرا بنوشانيد ! » و ذو الاصبع عدوانى در اين باره مىگويد : اى عمرو ! اگر از بدگويى و دشنام من دم فرو نبندى / چندانت بزنم كه آن « هامه » بگويد : « مرا بنوشانيد ! » و گويد : مرگ را بر ايشان فرمانروا كرد / پس ايشان اينك به گونهء « هام » در « صداى » گور زاران‌اند . و ابو الغموص گفته است : اى پيامگزار ! آيا تو خبر مىدهى كه ما زنده خواهيم شد / چه گونه « صدا » ها و « هام » ها ديگر بار زنده شوند ؟ پيامبر ( ص ) گفت : هيچ « عدوى » و « هامه » و « صفر » [ 1 ] ى وجود ندارد . و از همين عقيدهء عرب سرچشمه گرفته است اينكه از براى مردگان آب طلب مىكرده‌اند . امّا در ميان اهل هند اعتقاد به بازگشت ارواح مردگان ، به سينه‌هاشان ، امرى است ظاهر و آشكار . و برآنند كه ارواح مردگان با ايشان سخن مىگويند و از ايشان مىپرسند . امّا ايرانيان : ايّام فروردجان ( فروردگان ) در نزد ايشان ايّام بازگشت ارواح مردگان است . پس ايشان ، طعامهاى گوناگون فراهم مىكنند و در سرايها [ 2 ] بوى خوش مىپراكنند و گل و ريحان مىگسترند و برآنند كه ارواح مردگان را بهره جز از بوى طعام نيست . مسلمانان روايت كرده‌اند كه مرده سخن و گريهء خانوادهء خويش را مىشنود و در گور از او پرسش مىشود و او صداى كفشها را مىشنود . و از حذيفه روايت شده است كه گفت : به هنگام شستشوى تن مرده ، روانش در دست فرشتگان است و چون او را در گور نهند ، روح به دو باز گردانده مىشود . و روايت كرده‌اند كه مرده را چون در گور نهند ، اگر درستكار باشد گويد : « در كار من شتاب كنيد ، در كار من شتاب كنيد ! » و اگر از نيكان نباشد گويد : « در كار من شتاب

--> [ 1 ] مناوى در تفسير اين حديث گويد : « عدوى ، يعنى سرايت بيمارى ، از بيمار به غير او ( كه اهل طبايع بدان عقيده دارند ) و صفر يعنى ماه صفر ( به اعتبار تغييراتى كه در تقويم ( نسى ) مىداده‌اند يا به اعتبار عقيده به خطرناك بودن اين ماه ) و هامه ( جانورى كه از سر مقتول بيرون مىآيد يا از خون او برمىدمد و خونخواهى طلب مىكند ) وجود ندارد . » قابل يادآورى است كه در باب سرايت بيمارى حديثى خلاف آن را هم نقل كرده است ، مراجعه شود به فيض القدير ، ج 6 ، ص 433 . [ 2 ] متن : المباذل ، كه در آن صورت يعنى جامه‌هاى فرسوده ، يعنى در لباسهاى كهنه‌شان بوى خوش و بخور مىنهند ما المنازل را ترجيح داديم .